غلامعلى صفايى

261

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

تبع آن قابليت تقدم از الفاظ صدارت طلب را دارا مىگردد ، مانند قول شاعر : تاللّه لو لا اللّه ما اهتدينا * و ما تصدّقنا و لا صلّينا « و نحن عن فضلك ما استغنينا » « 1 » * و ثبت الأقدام إن لاقينا شاهد : در تقديم « عن فضلك » كه معمول « استغنينا » است بر « ما » نافيه كه از الفاظ صدارت طلب مىباشد است . معناى شعر : « ما از فضل تو اى خدا بىنياز نيستيم ، قدمهاى ما را استوار گردان اگر دشمن را ملاقات كنيم » . و الثاني : دومين اشكال بر احتمال دوّم دربارهء « ما » در آيه « قليلا ما يؤمنون » كه گفته شده « ما » نافيه است اين كه هرگز عربها در يك كلام دو مجاز و دو خلاف قاعده مرتكب نمىشوند به همين جهت اجازه نمىدهند استعمال « دخلت الأمر » زيرا دو مجاز و خلاف اصل لازم مىآيد : 1 - حذف « في » زيرا ماده « دخل » با « في » متعدى مىشود . 2 - تعلق و متعدى شدن مصدر دخول به « الأمر » كه اسم معناست و مادهء دخول در صورت متعدى شدن همواره مفعول آن ، اسم ذات مثل « الدار » مىباشد ، بنابراين اين مثال چون دو خلاف قاعده در آن است استعمال آن جايز نمىباشد به خلاف « دخلت في الأمر » و « دخلت الدار » كه تنها يك خلاف قاعده در آنها است چون در مثال اول ، تنها تعليق و تعدى مادهء « دخول » به اسم معنا بوده و در مثال دوّم حذف حرف جر « فى » مىباشد ، و همچنين قبيح مىشمارند مثال « سير عليه طويل » كه در اصل « سير عليه سير طويل » يا « سير عليه زمن طويل » بوده است كه در آن دو خلاف اصل است : 1 - فعل مجهول « سير » نسبت داده شده به حدث و مصدر « سير » در تقدير اول يا ظرف زمان « زمن » در تقدير دوّم ، بنابراين اين دو يعنى حدث و زمان چون نائب فاعل هستند در حكم مفعول به مىباشند و ما مىدانيم كه هرگز حدث و زمان برآن سير و حركت واقع نمىشود بلكه حركت در زمان صورت گرفته و يا به شكل خاصى واقع مىشود . 2 - « طويل » صفت « زمن » يا « سير » بوده كه حذف شده كه حذف نيز خلاف اصل است ، بنابراين در اين مثال دو خلاف اصل است لذا

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 286 .